تبليغاتX
آغازی دیگر


آغازی دیگر

نوشته های دکتر وین دایر روانشناس وشخصیت شناس

اگر انتظار داشته باشی که ناراحت شوی ، به ندرت خود را دلسرد خواهی کرد ...

جسم مانند شفا دهنده بزرگی است . این موجود کامل و شکوهمند در بسیاری موارد می تواند خود را هم شفا دهد .........

خوشبختی و موفقیت ، اموری درونی هستند که ما آنها را به قلمروی تعهدات زندگی آورده ایم ، نه چیزی که از بیرون آورده باشیم .......

عشق و پذیرش بی قید و شرط خود را نثار دیگران کنید و ببینید چه می شود ....

آزادترین انسانهای روی زمین کسانی اند ، که از آرامش درونی بر خوردارند ......

نبخشیدن ، شکست در ادراک کارکرد جهان و سازگاری تو با کل آن است .....

انجام کاری که دوست داری بنیان فراوانی در زندگی است .....

هر چیزی که اتفاق می افتد باید حادث شود ......

یکی از بهترین کارها برای رها شدن از وابستگی ها ، این است که به انبار یا کمدهای تان بروید و همه چیزهایی را که استفاده نمی کنید به دیگری بدهید بگذارید بچه ها هم در این کار مشارکت کنند .....

دروغ انفجاری است در خود باوری.....

تلاش نکن تا چیزی را بخواهی ، فقط لازم است راضی و پذیرا باشیی .....

تصور ذهنی ، یکی از نیرومند ترین و موثرترین راهکارها برای تحقق هر چیزی است ..

رنج از خواسته ها سرچشمه می گیرد .....

وقتی آرامش درونی داشته باشی و واقعا درباره خودت مثبت بیندیشی ، غیر ممکن است که دیگری بتواند چیزی را به تو تحمیل کند یا فریبت دهد .....

همه روز ما ، با اندیشه ما شکل می یابد نکته این است : " به چه فکر می اندیشی ؟ "....

تو مجبور نیستی مورد ترحم کسی باشی که می خواهد تو را آزار دهد .....

تصمیم بگیر که عاشق زیباترین ، جالب ترین و با ارزش ترین فردی که می شناسی شوی ... یعنی خودت !....

باور ما درباره خودمان مهم ترین عامل تعیین کننده میزان موفقیت و خوشبختی در زندگی است .....

وقتی باور داشته باشی که در زندگی رسالتی والا و سترگ داری ، خود را موجودی الهی خواهی دانست .....

از دخالت در کار دیگران دست بردار ، خودت را اصلاح کن و در کار دیگران دخالت نکن ......

 اگر می بینی با تو بد رفتاری می شود ، حتما خودت پیام با من بد رفتاری کن را ارسال کرده ای .....

خود باوری از درون می جوشد نه از تاییدات و آنچه گرد آورده ای .....

خطر کردن ، تنها راه جستن از خطر است .....

در هر رابطه ای که دونفر با هم یکی شوند در نهایت دو نیمه انسان خواهد ماند .

وقتی با خویش در آشتی باشی و خودت را دوست بداری ، ممکن نیست ، کارهای خود ویرانگرانه انجام دهی .....

در برابر هر اندیشه خوف انگیز صبور و دلدار باش .....

به تو اطمینان می دهم زمانی که از رویدادهای ناخوشایند عبرت گرفتی دیگر آن رویداد ها برای تو رخ نخواهد داد.....

همه چیزهای زندگی ، برای خدمت به تو هستند ، نه آن که تو در خدمت آنها باشی .....

تنها محدودیت و مرز ما جسم ماست . فکر را هیچ حدی نیست ....

جایی که ترس دامن بگسترد ،نشانی از عشق نیست. ....

عشق بخشایش است ...و عشق برای بخشیدن است .....

همیشه نمی توانی مهار آنچه در بیرون می گذرد در دست گیری ، اما همیشه می توانی مهار آنچه را در درونت می گذرد در اختیار داشته باشی .....

اگر به خودت باور و اعتماد نداری ، هرکاری دلت می خواهد بکن تا احساس بهتری درباره خودت پیدا کنی .....

فکر روشی است که در آن هر چیزی ممکن است .....

تنها تفاوت میان گل و علف داوری ماست .....

هر چه بیشتر مردم و دیگر چیزها را رها کنی ، موانع و مشکلات کم تری در سفر زندگی ، پیش رو خواهی داشت .....

متضاد شجاعت ، ترس زیاد نیست ، چرا که هر دو از یک جنس اند .....

روشن بینان ! از هر درگیری و تقابلی پرهیز می کنند .....

عواطف تو نباید ایستا باشد ، نباید تدافعی باشد ، نباید مانعی باشد برای آن چیزی که می توانی باشی .....

کارآ ترین سلاح برای نابودی رفتارهای روان رنجورانه از زندگی ، اراده فردی است ....

هر تجربه زندگی ضرورتی قطعی داشته است ، تا تو را به مرتبه بعدی و بعدی و تا لحظه حال برساند .....

 آنانی که بیش از همه تو را ناراحت و رنجیده می کنند ، کسانی هستند که کمبود یا نیازی را در وجودت تداعی می کنند .....

تو در پیوند با تمام انسانهایی ، رقابتی میان بهتر یا بدتر بودن از دیگران در کار نیست .....

حق من برای داشتن بینی سالم ، در برابر حق تو برای کوبیدن مشتی به سوی من قرار می گیرد .....

وقتی در آینه می نگری و اویی را که همه جا با خود می بری دوست نمی داری ، مخرب ترین کار ممکن را می کنی .....

زندگی به شیوه ای سست و بی رمق ، به هیچ روی پذیرفتنی نیست . همه دلایل تو برای بیحالی و ناتوانی فقط بهانه هایی است که خود به وجود آورده ای .....

هر مانع و مشکلی که در این جهان پدید آید فرصتی برای رشد و تفکری دیگر...یا بهانه هایی برای باور ناکامی است .....

معجره ها درونی هستند ، به درون خویش سفر کن تا جادوی زندگی خود را خلق کنی .....

 " بی " در بی قید و شرط یعنی بدون قضاوت .....

هرگز بدون فرا رفتن از جسم نمی توانیم آگاه شویم و به روشن بینی برسیم . همه عالمان این را آموخته اند .....

زندگی کن ... خودت باش ... لذت ببر ... عشق بورز . ....

هیچ کس ، هر قدر هم بخواهد نمی تواند کاری کند که دیگران درک و درایت پیدا کنند . درک و درایت فقط با عمل حاصل می شود .....

درونت قلمرویی از آرامش هست که می تواند همه نیکبختی هایی که خواهان آنهایی خلق کند ....

تو می توانی بیمار باشی ، یا سلامتی را انتخاب کنی .....

هر چه بیشتر با خود مهربان باشی ، مهربانی واکنش معمول تو در رفتار با دیگران خواهد شد .....

وقتی بدانی که مسئول نیت های خود هستی ، در خواهی یافت که مسئول تمام دنیای خود هستی .....

وقتی برای کاستی ها و ضعف هایت دلیل می آوری به تنها چیزی که می رسی همان ضعف ها و کاستی هاست .....

شادمانی و رنج تو الهی است . چیزهای زیادی هست که باید از هر دو بیاموزی ....

 همیشه تنهایی ، اما فقط زمانی احساس تنهایی می کنی که فردی را که با او همنشینی ، دوست نداشته باشی .....

آنچه داری یا نداری تعیین کننده خوشبختی و موفقیت تو نیست . آنچه به آن باور داری حقیقت است .....

هر مشکل ، فرصتی پنهان است .....

تفاوت بزرگی ، میان دوست نداشتن رفتار دیگری ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد .....

رفتارت سنجه بهتری است برای آنچه هستی تا گفتارت .....

تو هرگز نمی توانی همه را راضی کنی . در حقیقت ، اگر بتوانی رضایت خاطر پنجاه درصد از افراد را به دست آوری ، بسیار خوب عمل کرده ای .....

سعی کن به جای تکرار و یاد آوری گذشته ، از آن پند بگیری .....

نمی توانی راستین باشی مگر آن که در مسیر جاودانی گام نهی .....

از آن رو که ذهن تو قلمروی خاص توست ، می توانی هر فکر تازه ای را چند روزی بیازمایی .....

میزان کمک خداوند به شما ،بسیار بیشتر از تصور ماست.....

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

چرا خشمگین می شویم:؟؟؟

می گویند خشم چون ذغال افروخته ایست که از کوره بر می دارید که به دیگری پرتاب کنید !  کدام یک بیشترمی سوزد؟!

دلایل بسیاری بروز خشم در انسان می شود ولی این دلائل برای همگان یک شکل نیستند. چیزی که می تواند شما را شدیداً خشمگین کند ممکن است در دیگری اصلاً اثری نگذارد و متقابلاً مسئله ای که دیگری را شدیداً به خشم آورد برای شما بی تاثیر باشد. بلکه دریافت ما از مسائل عامل اصلی واکنش خشم و غضب می باشد.

اینکه ما چگونه اتفاقات را معنی می کنیم ،طبعاً در گذشته ما ومحصول تعلیم و تربیت ما در دوران کودکی ، رفتارها و واکنش های والدین و دیگران در مقابل مشکلات می باشد.

و البته سوای نحوه نگرش به دنیا ، ساختار شخصیتی نیز نقش موثری در واکنش های ما در قبال مشکلات بازی می کنند. وقتی از عصبانی مزاجی شخصی گفتگو می شود یا اینکه او خودخواه است ، طلبکار است و ... در حقیقت پیرامون شخصیت نا راضی ، طلبکار وعصبانی گفتگو می کنیم.

روانشناسان عوامل بو جود آمدن خشم را به پنج گروه تقسیم می کنند ، اعتقاد بر این است که در هنگام خشمگین شدن اغلب یکی از این موارد به خطر می افتد و شخص برای حفظ تعادل خود خشمگین می شود.

1- قدرت:

زمانی که در اثر رفتار یا گفتار دیگران فرد احساس آسیب پذیری و ناتوانی می کند ،خشم برای دفاع به کمک می آید . ترس از دست دادن قدرت شایع ترین عامل ایجاد خشم در روابط خانواده گی است.

وقتی پدر یا مادر می بینند فرزندشان مشغول تماشای تلویزیون است و درس نمی خواند ... احساس ناتوانی می کنند. وقتی برای فرزند تان محدودیت قایل می شوید و او قوانین شما را می شکند شما احساس ناتوانی می کنید ، شما خشمگین که قدرت خود را از دست داده اید و فرزند خشمگین از اینکه برای حفظ قدرت منافع دیگری را از دست خواهد داد. در این موارد اگر ما به نقاط ضعف خود آگاه باشیم و انتهای کار را به بینیم حداقل سلامت روانی خود را به خطر نمی اندازیم . پدری گلایه می کرد که دخترش بعد از اتمام دوره لیسانس از دانشگاه برکلی به خانه برگشته و در انتظار نتیجه امتحانات و نام نویسی و غیره برای دوره دکترا است. اما در این فاصله یا شب ها بسیاردیر به خانه آمده و یا اصلا" نمی آید و روزگار او و همسرش را سیاه کرده است.

پرسیدم در برکلی چه ساعت هایی به خانه می آمد؟! پدر مکثی کردو سری به علامت منفی تکان داد و گفت " منظور این است که باید دندان به جگر بگذاریم و تحمل کنیم ؟ ..."

دیسیپلین را از خردسالی به کودکانتان بیاموزید ، اما بگذارید فرزند بالغ تان خودش از خودش مراقبت کند .

2- خطر برای امنیت و سلامت:

این مورد در خانواده های ایرانی در گذشته مرسوم بوده ، کتک زدن و تهدید های گوناگون نظیر می زنم ،می شکنم ، بیرون می کنم و از این قبیل تماما" تهدید امنیت و سلامت دیگری است که به خشم بسیار منجر می شود و گاه عواقب ناگوار بر جا می گذارد.

3- خطر برای خودکفائی:

این نمونه عامل خشم در ارتباط والدین و نوجوانان شایع است. والدین اصرار دارند که کنترل زندگی فرزند را از دست ندهند و فرزندان اصرار دارند که برای خودشان تصمیم بگیرند.

نوجوان بسیار نازنینی را می شناسم که درس خوان است ، سالم است ، هیچ مشکل خاصی ندارد اما بدلیل اینکه والدین به او حتی اجازه تصمیم گیری در مورد لباس و کفش و موی سر نمی دهند گرفتار افسرده گی شده است .

این یکی نمونه هایی است که خشم به صورت افسرده گی تظاهر کرده است.

4- حمله به اعتماد به نفس:

نیاز به مطرح شدن و اهمیت داشتن زیربنای بسیاری از فعالیت های افراد برای رشد ، شهرت و محبوبیت است. حمله به آنها از طریق تحقیر، انتقاد، بدگویی، تمسخر، آبروریزی، و غیره سبب خشم بسیار خواهد شد .

بیان احساسهای واقعی خود با دیگران و کمک به اینکه ما را بهتر بفهمند هم احساس امنیت و اعتماد به نفس ما را افزایش می دهد و هم به کنترل این گونه از خشم کمک می کند.

5- تجاوز به حریم مقدسات وباورهای قلبی یک انسان:

سبب خشم و نفرت نسبت به عامل تجاوز می شود در این جا هم احساس خشم نیاز به هر گونه احساس ناگوار دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد.

راه حل این است که باور کنید خود شما نماینده ای از مقدسات خود هستید و باید بخشی از جذابیت ایدئولوژی خود باشید. ثابت کنید که ارزش باورهای شما با بد گوئی و تهمت دیگران کاهش نمی یابد.

 

آیا همه خشم و غضب ها مرئی هستند؟

متاسفانه نه ! بسیاری از روان شناسان اعتقاد دارند که در بعضی خانواده ها که والدین یا مربیان اظهار و نمایش خشم را مذموم دانسته و کودکان را به خاطر تظاهر خشم تنبیه می کنند در واقع به این کودکان می آموزند که خشم های خود را به شکل های مبدل به نمایش بگذارند. این واکنش ها مطلقا در سطح آگاهی فرد قرار ندارد:

1 – به تعویق انداختن غیر ضروری کاری که تکمیل آن واجب است.

2 – دیر رسیدن های غیر ضروری مکرر.

3 – به کار بردن طعنه و کنایه و مسخره گی در گفتگوی با افراد.

4 – بیش از حد مودب بودن و خود را خوش حال نشان دادن می تواند سرپوشی برای خشم پنهانی باشد.

5 – آه کشیدن های غیر عمد مکرر.

6 – خندیدن به مسائل ناگوار.

7 – مکرراً خواب های ترسناک و ناگوار دیدن.

8 – بیحالی ، بی توجهی و بی علاقه گی به چیزهائی که معمولاً برای فرد هیجان انگیز بوده است.

9 – زودتر از انتظار خسته شدن.

10 – به هم فشردن دندان ها ( دندان قروچه مزمن ) هنگام خواب .

11 – افسردگی های مزمن بی دلیل.

12 – زخم معده.

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: دوشنبه دهم آبان 1389 ׀ موضوع: خود شناسی ׀ لینک این پست ׀

اعتماد به نفس چیست ؟ چگونه آن را افزایش دهیم ؟!؟ 

اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
اعتماد به نفس چيست ؟
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .

انواع اعتماد به نفس!!!
* اعتماد به نفس رفتاري
* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي
* اعتماد به نفس روحي ومعنوي
به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست آورده و رضايت و غنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.
- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
فکر ، افکار ، قدرت ، سازنده ، ویرانگر ، فرزند ، هوشمند ، هوش ، کنترل ، زندگی ، موفقیت ،  کامیابی ،  بزرگ ،
-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .
-- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي
خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .
اعتماد به نفس آن است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار بگيريد و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد
چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟
اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد
شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .
اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .
اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد . همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي از ضمير ناخوداگاه شما گردد.

self esteemاصل سوم - تصميم گرفتن را تمرين کنيد .

روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که :
قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست .
 
بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .

تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است
اصل چهارم - نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .
تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .
self esteem
اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خودر ا در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .
اصل پنجم -
دربرخي زمينه ها متخصص شويد .
آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيري

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه سی ام مرداد 1389 ׀ موضوع: خود شناسی ׀ لینک این پست ׀

چند جمله دکتر وین دایر

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!!
هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.
به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است.
درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتا اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند
.
برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.


از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.
درون تو مشتی گوشت قرمز است كه دیدنش تو را با خودت مواجه نمی كند. تو لابلای آن گوشتهای قرمز درونت نیستی. آنجا را نگرد. خودت را در آرزوهایت خواهی یافت.
اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را انتخاب كنید.


دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 ׀ موضوع: دکتر وین دایر ׀ لینک این پست ׀

چهار روش براي گفتن دوستت دارم !!

چهار روش براي گفتن دوستت دارم !!
گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.


راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.


همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.

بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.


متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.


2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است.

سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.

هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید.

با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.


می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست.

این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.


3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند.

با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.


مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.

با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.

به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.


4- همه چیز او باشید.

چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.


حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.

در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.

اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.

زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.

خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: یکشنبه سوم مرداد 1389 ׀ موضوع: خود شناسی ׀ لینک این پست ׀

منفی بینی یا بد نگری

چرا برخی همیشه فقط آیه یاس میخوانند و نمیدانم و نمیشود آدامس آنهاست؟
بعضی وقتها به اینها افراد محتاط میگویند ولی اکثرا به اینها منفی بین یا گاهی اشتباها بدبین هم میگویند ولی صحبت ما منفی بینی است.

افراد منفي‌بين، جنبه‌هاي مثبت يک رفتار يا رابطه را حذف مي‌کنند و بيشتر به جنبه‌هاي منفي و مساله‌دار توجه مي‌کنند. در واقع انتخاب‌هايشان گسسته است و به قسمت‌هايي از يک موضوع توجه شديد و به ساير بخش‌ها بي‌توجه هستند. مثلا به همسر خود در ذهن يا در جمله‌هاي خود مي‌گويند: «‌در خريد همه چيز، دنبال ارزان‌ترين‌هاست و خريد موفقي ندارد، چيز خوبي نخريده، هيچ وقت چيز خوب نمي‌خرد» با گفتن اين جمله تمام خريدهاي او را زير سوال مي‌برند زيرا که در آن لحظه به خريدهاي ناموفق او تمرکز مي‌کنند اما بعد که منطقي‌تر فکر مي‌کنند ياد خريدهاي خوب و موفق طرف مقابلشان نيز مي‌افتند.

افراد منفي‌بين براي هر موضوع بايد تمام جنبه‌هاي آن را در نظر بگيرند و فقط بر نکته‌هاي منفي تمرکز نکنند. عينک بدبيني و منفي‌بيني را درآورند زيرا با اين عينک به اطراف نگريستن بسيار سخت و نازيباست. گاه شرايط تيره‌‌تر از حالت واقعي خود ديده مي‌شود و شاید چشم منطقی بین انها ضعیف است و باید حتی عینک بزنند تا نمره چشمشان عادی شود البته عینک خوشبینی. بنابراين توصيه می شود که چنين افرادي تصميم بگيرند بر جنبه‌هاي مثبت هر موضوع تمرکز کنند. اگر خوب و دقيق به هر موضوع نگاه کنيد در دل هر سختي و تيرگي نقطه مثبتي وجود دارد. در دل هر سختي آساني نهفته اما معمولا آن قدر غرق سختي‌ها و مشکلات آن موضوع مي‌شويم که آساني آن را از ياد مي‌بريم. فراموش مي‌کنيم، انرژي خود را جمع نماييم تا به دنبال کشف آساني و راحتي و نقاط مثبت آن مساله باشيم.چه خوب است حداقل در يک ماه اخير حوادث به ظاهر تلخي که برايتان اتفاق افتاده و مايه ناراحتي
شما شده را به خاطر آوريد. با ثبت در دفتر تمرين خود سعي کنيد جنبه‌هاي مثبت هر حادثه را شناسايي کنيد. بعد از يافتن جنبه‌هاي مثبت آيا باز هم به همان ميزان قبل، آن حادثه شما را ناراحت مي‌کند؟گاهی منفی بین از کاه کوه و از کوه کاه می سازد .
از ويژگي‌هاي اين تفکر، استفاده از کلماتي نظير «خيلي زياد، وحشتناک، افتضاح، باور نکردن، غيرقابل تحمل و هيچ‌کس، همه، هميشه و هرگز» است. ريزبيني نقطه مقابل درشت‌نمايي است و زماني بروز مي‌کند که اهميت کاري را کم مي‌گيريد يا آن را به حداقل مي‌رسانيد. براي مثال اين افراد مي‌گويند: «تو هميشه عجله‌داري.» در حالي که او فقط صبح‌ها براي رفتن به محل کار عجله دارد. يا مي‌گويند: «در تعطيلات وحشتناکي داشتيم.»‌ در حالي که فقط يک روز از پنج روز به خوبي طي نشده و اختلاف سليقه‌ها باعث مشاجره شده است. در چنين مواردي بهتر است هر مساله را به اندازه واقعي خودش ببينيم و واژه‌هايي که به آن اشاره شد را از جملاتمان حذف کنيم. همچنين اگر دچار ريزبيني هستيد، ليستي از کارهاي مثبت خود تهيه کنيد. مي‌توانيد نظرهاي مثبت ديگران را نسبت به خود جمع‌آوري کنيد و هر روز سري به آن بزنيد. با اين کار اعتماد به نفس را در خود تقويت خواهيد کرد. در کنار
به روابط ناموفق خود با همسر يا فرزند يا اقوام‌تان در يک ماه اخير فکر کنيد. مواردي که درشت‌نمايي يا ريزبيني عامل اصلي عدم موفقيت بوده را شناسايي کنيد. حال با تمرکز در ذهن خود و با حذف آن عامل، رابطه درست و موفق را ثبت نماييد.


تفکر خوب یا بد ديدن يا انديشه‌ همه يا هيچ، حوادث و کيفيت آن را به شکل سياه يا سفيد ارزيابي مي‌کند. اين افکار با کلمات «درست» يا «غلط» «خوب»، «بد» يبان مي‌شود. معمولا رفتار ديگران بيشتر سياه يا سفيد ديده مي‌شود. گويا چيزي در حد فاصل اين دو وجود ندارد.فرض کنيد قرار است با همسر خود به گردش برويد و او ده دقيقه‌اي است که شما را معطل کرده است. کم‌کم عصباني مي‌شويد و با خود مي‌گوييد: «او هميشه دير آماده مي‌شود. هيچ وقت سرموقع آماده نمي‌شود» همين‌ افکار به عصبانيت شما دامن مي‌زند اما اگر بر خطاهاي شناختي تمرين کرده باشيد در آن لحظه مي‌توانيد معقولانه فکر کنيد و نحوه تفکر خود را تغيير دهيد. مثلا بگوييد، گرچه احترام گذاشتن به وقت ديگران، کار خوبي است اما شايد مشکل خاصي براي او پيش آمده، بالاخره او هم انسان است، شايد هم واقعا دير آماده شده اما اتفاق خيلي مهمي نيست»، او هم مثل خود من و سايرين ممکن است با بي‌توجهي اشتباه کند. اين نوع تفکر از ميزان خشم شما مي‌کاهد و اجازه مي‌دهد تا راحت‌تر فکر کنيد و تصميم بهتري بگيريد. در پایان انرژی خود را صرف محبت دادن و گرفتن کنید تا ایراد و منفی نگری.

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 ׀ موضوع: خود شناسی ׀ لینک این پست ׀

تا حالا عاشق شدید؟

مشاهده می شود که تعداد بسیار زیادی از افراد فاقد قابلیت های لازم به منظور رشد و ارتقای عزت نفس خود هستند، از اینرو بر آن شدیم تا لیستی تهیه نماییم که به واسطه آن راحت تر بتوانید عزت نفس و به مثابه آن علاقه به خود را افزایش دهید.

برای داشتن یک زندگی پربار و مملو از روابط موفق، ابتدا باید از خودتان شروع کنید؛ اگر خودتان را دوست نداشته باشید چگونه می توانید دیگران را دوست بدارید؟ زمانی که قادر نیستید با شخصیت درونی خود ارتباط برقرار کنید، نباید انتظار داشته باشید که بتوانید با اطرافیان تان ارتباط موفقی پایه ریزی نمایید. دلیل عمده شکست های عاطفی عشق ناکافی افراد نسبت به خودشان است.

فراموش نکنید که تا وقتی خودتان با اراده ی شخصی تصمیم به انجام کاری نگیرید ، نمی توانید انتظار رخ دادن آن را داشته باشید. زمانیکه شما خودتان را دوست ندارید به کائنات می گویید که من بی ارزش هستم و لیاقت عشق و محبت را ندارم و هیچ نتیجه مثبتی از آن من نخواهد بود. با زبان بی زبانی به عالم هستی می گویید که عشق و محبت را به سوی من روانه نساز! زمانیکه به طور ارادی تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید، آنوقت تبدیل به یک فرد شاد و خوشحال می شوید و به سمت داشتن یک زندگی مفرح و کامل هدایت خواهید شد. اگر خودتان را دوست نداشته باشید از عزت نفس پایینی برخوردار خواهید بود و هیچ گاه نمی توانید استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت برسانید.

"اگر می خواهید همه شرایط زندگی تان درست شود از عشق ورزیدن به خویشتن شروع کنید"

در واقع هنگامیکه تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید ، با این تفکر به خود می گویید: "می خواهم زنده باشم و زندگی کنم". با بکارگیری این طرز تفکر خود را مسئول اتفاقاتی می کنید که در زندگی برای تان رخ می دهد و دوست دارید از زندگی خود نهایت استفاده را بکنید، از لحظه های تان لذت برده و بدرخشید. حال اگر تصمیم گرفته اید که خودتان را دوست داشته باشید، اما نمی دانید که باید از کجا شروع کنید، ما 6 شیوه متفاوت که به شما کمک می کند تا بتوانید بیش از پیش خودتان را دوست داشته باشید و عزت نفس از دست رفته خود را دو باره باز جویید، معرفی می کنیم.

1- عاشق خودتان بشوید. شما باید روح خود را تغذیه کنید. خودتان را به خاطر استعدادها و کارهایی که به درستی انجام می دهید تشویق کنید، اشتباهات و کاستی های خود را بپذیرید، و قبول کنید که انسان جایز الخطاست. این بدان معنا نیست که نباید از اشتباهات خود درس بگیرید، بلکه فقط باید برخورد خوبی در زمان بروز اشتباه با خودتان داشته باشید.

"عاشق خود شدن شروع یک زندگی رمانتیک مادام العمر است."
2-انتقاد فردی را کنار بگذارید. آیا اغلب خودتان را به خاطر کوچک ترین مسائل سرزنش می کنید و قادر نیستید حتی از بی ارزش ترین اشتباهات خود بگذرید؟ آیا صدای درونیتان همواره به شما می گوید که آدم بی فکری هستید و هیچ کاری را نمی توانید به خوبی انجام دهید؟ اگر دائماً در حال سرزنش کردن خودتان هستید، باید جلوی این کار را بگیرید.

"عبارت "من می توانم" عملکرد شما را خیلی بیشتر از هوش و استعداد ذاتی تقویت می کند."

3- مهربان و مثبت باشید. زمانیکه سعی می کنید با مهربانی و دید مثبتی به خود نگاه بیندازید، عشق ذاتی شما نسبت به خودتان رشد پیدا می کند. هر روز از خودتان تشکر کنید تا این کار تبدیل به یک عادت شود. روبروی آینه بایستید و با دید مثبت به خود بنگرید، با گذشت زمان به صورت طبیعی افکار نیرو بخشی در وجود شما آشکار می شوند که به شما قدرت می بخشند.

4- برای زحماتی که می کشید ارزش قائل شوید. تمام تلاش های شما لزوماً به برنده شدن ختم نمی شود، قرار نیست در هر کاری که انجام می دید به موفقیت دست پیدا کنید.متوجه باشید که هر تلاشی که از دست تان بر می آمده را انجام داده اید، حال حتی اگر ببازید و یا به نتیجه دلخواه دست پیدا نکنید.

5- نگرانی را رها کنید. لازمه ی دوست داشتن فردی این است که نگرانی ها را از وجود خود دور کنید. تنها واکنش های عاقلانه هستند که شما را به اهدافتان نزدیک می سازند. به همین دلیل به جای اینکه دائما وقت خود را با نگرانی تلف کنید به کاری فکر کنید که با انجام آن منبع ایجاد نگرانی را از بین ببرید.

"تنها یک راه به سوی خوشبختی وجود دارد و آن هم متوقف کردن نگرانی در مورد مسائلی است که در خارج از حیطه خواست و اراده شخصی شما می باشند."
6- به توانایی های خود اعتماد داشته باشید. بدانید که توانایی آن را دارید که بزرگترین تغییرات را در زندگی خود ایجاد کنید و اگر قلباً تصمیم بگیرید که کاری را انجام دهید می توانید.

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بخش یازدهم درس های آنتونی رابینز>>>سلامت، وضع مالی، روابط و قانون هدایت

برای خواندن آخرین بخش درسهای آنتونی رابینز به ادامه مطلب بروید>>>>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: سه شنبه هفدهم فروردین 1389 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش دهم درس های آنتونی رابینز>>>کلید های توسعه هویت و مرجع

این مطلب را با دقت کامل بخونید متشکرم>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش نهم درس های آنتونی رابینز>>>قطب نمای فردی ارزشها و قوانین

برای خواندن به ادامه مطلب بروید >>>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش هشتم درس های آنتونی رابینز>>>ده روز، روزه فکر

امیدوارم که با خواندن این مطالب بتونید کمال استفاد ه روببرید برای خواندن به ادامه مطلب بروید>>>
ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه چهاردهم فروردین 1389 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش هفتم درس های آنتونی رابینز>>>نشانه های عمل

برای خواندن به ادامه مطلب بروید متشکرم>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: جمعه سیزدهم فروردین 1389 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش ششم درس های آنتونی رابینز>>>فرهنگ موفقیت

دوستان عزیز برای خواندن درس های رابینر به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید>>>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: جمعه بیست و هشتم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش پنجم درس های آنتونی رابینز>>>رمز و راز تغییر

امیدوارم که با خواندن این مطالب آغازی نورا در زندگی خود آغاز بکنیدبرای خواندن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش چهارم درس های آنتونی رابینز>>>پرسش کلید پاسخ است

برای خواندن بخش روانشناسی به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید>>>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش سوم درس های آنتونی رابینز>نیروی نابود کننده , اعتقادات

برای خواندن این بخش به ادامه مطلب بروید متشکرم>>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش دوم درس های آنتونی رابینز>چگونه به خواسته های واقعی خود برسیم رنج، لذت ، و نیروی روحیه

امیدوارم  که بتونم رضایت خاطر دوستان را فراهم بیاورم >لطفا برای خواندن به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

بخش اول درس های آنتونی رابینز>رویای سرنوشت تصمیم گیری و هدف گذاری

لطفا این بخش را با حوصله کامل مطالعه بفرمایید امیدوارم که از این مطالب کمال استفاده رو ببرید>>موفق باشید
ادامه مطلب
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ׀ موضوع: آنتونی رابینز ׀ لینک این پست ׀

چگونه « من هستم » ها آغاز می گردند

چگونه « من هستم » ها آغاز می گردند

« من هستم » های هر كسی از دو مسیر به او رسیده است  . اول برچسبهایی كه از طرف دیگران ، از ابتدای كودكی الصاق می شوند و شخص آنها را همه وقت و همه جا و هنوز با خود دارد . برچسب های دیگر نتیجه خود او است كه به منظور طفره رفتن از انجام وظایف دشوار برخود زده است .

دسته اول بطور كلی رایج ترین برچسبهاست و از در و دیوار بر هر كسی می بارد و در دسته دوم نیز چندان امیدی نهفته نیست . دختر جوانی با شوق و ذوق هر روز به كلاس نقاشی می رود . روزی معلم به او می گوید كه استعداد نقاشی چندانی در وی نیست و او كم كم از نقاشی كناره می گیرد زیرا از تأیید نشدن خوشش نمی آید . پس از مدت كوتاهی یكی از « من هستم » ها در وجودش ریشه می گیرد . من استعداد هنر ندارم ، و با كناره جویی كم كم این باور تقویت می شود. وقتی بزرگ شد در برابر این پرسش كه چرا نقاشی نمی كند   می گوید :« اوه ، من استعداد نقاشی ندارم ، من همیشه اینطور بوده ام .» بیشتر « من هستم » ها پس مانده های جملاتی است از قبیل :« او ظرافت طبع ندارد ، برادرش ورزشكار خوبی است ، اما او خیلی پركار است .» یا : « شما عیناً مثل من هستید ، منهم هیچوقت هجی كردن را خوب بند نبودم . و نمره دیكته ام همیشه بد بود » ، یا    « فلانی خجالتی است » ، یا « او درست شبیه پدرش است . پدرش نیز ذوق هنری نداشت .» اینها آغاز پیدایش   «‌ من هستم » هایی است كه یك عمر با شما همراهند و هرگز نیز مورد شك و سئوال قرار نمی گیرند و به عنوان وضع غیر قابل تغییر در زندگی شما پذیرفته شده اند .

با افرادی كه فكر می كنید مسئول تكوین بسیاری از «‌من هستم » های شما هستند گفتگویی بكنید (والدین ، دوستان قدیمی خانواده ، معلمین قدیمی ، پدربزرگها و مادربزرگها و غیره ) از آنها بپرسید چرا فكر می كنند كه شما باید همین كه هستید باشید ، و آیا همیشه همین بوده اید ؟ به آنها بگویید تصمیم دارید خودتان را تغییر بدهید و ببینید آیا باور می كنند كه توانایی اینكار را داشته باشید ، یا نه ؟ از نظر آنها تعجب خواهید كرد ، زیرا خواهند گفت كه شما نمی توانید شخص متفاوتی باشید چون همیشه اینطور بوده اید .

دسته دیگر « من هستم » ها برچسب های راحتی هستند كه یاد گرفته اید به خود بچسبانید تا از فعالیتهای ناخوشایند دوری جویید . من مراجعه كننده ای دارم كه چهل و شش سال از عمرش می گذرد و خیلی علاقمند است به دانشگاه برود زیرا به سبب جنگ جهانی دوم این فرصت را از دست داده است . اما از تصور رقابتی كه با جوانان دیپلمه جدید خواهد داشت می ترسد . بیم از شكست و تردید و عدم اعتماد به توان فكر ی خودش او را می ترساند . هر سال كاتالوگهای مربوط را مطالعه می كند و به كمك راهنماییهای سودمند ، در آزمایشهای ورودی دانشگاه هم شركت می كند و مصاحبه را نیز در یك كالج محلی انجام می دهد ، اما هنوز هم با استفاده از «من هستم » های خود از جریان عملی كار می گریزد . او عملی نكردن هدف و برنامه خویش را با جملاتی از قبیل « من پیر شده ام ، به اندازه كافی باهوش نیستم ، و در واقع چندان علاقمند نیستم» توجیه می كند . به «‌من هستم » های خود پناه می برد تا از چیزی كه صمیمانه به آن علاقه دارد بپرهیزد .

یكی از همكاران من با استفاده از « من هستم » ها از انجام وظایفی كه مورد علاقه اش نیست دوری میكند . از درست كردن زنگ در ، رادیو یا هر كار نامطلوب دستی دیگری خودداری می كند و به همسرش می گوید : « تو كه میدانی عزیزم ، من از كارهای مكانیكی سررشته ای ندارم.» هر چند كه این نوع « من هستم » ها را به حساب رفتارهای تطابق دهنده باید گذاشت ، اما در عین حال بهانه های توهمی نیز هستند . بجای گفتن اینكه :« این كارها به نظر من كسل كننده است و من در حال حاضر تصمیم ندارم به آنها بپردازم » كه كاملاً منطقی و معقول است ـ اغلب تصور می كنند راحتتر است كه یكی از این « من هستم » ها را به خود ببندند .

در اینگونه موارد اشخاص مطالبی راجع به خود می گویند :« در این زمینه شاخه خشك شده ای هستم و هرگز تغییری نخواهم كرد .» اگر شما شاخه خشك شده ، بسته بندی شده و كنار گذاشته شده ای باشید ، از رشد بازمانده اید و در عین حالیكه مایلید بعضی از « من هستم » های خود را نگه دارید ، بقیه آنها شما را محدود می كنند و نابود كننده شخصیت شما می شوند .

در زیر فهرست بعضی از مرده ریگهای لحظات گذشته را می آوریم . شاید مایل باشید هر یك از آنها را كه چسبیده به شماست تغییر دهید . هر وقت قاطعانه بگویید كه در فلان زمینه فلان طور هستید یكی از آن تصمیم های مرگباری را كه در بخش اول شرح داده شد ، گرفته اید . بخاطر داشته باشید كه بحث بر سر این نیست كه شما از چه چیزهایی خوشتان نمی آید ، بلكه مقصود جلب توجه شما به رفتارهایی است كه مانع فعالیتهای هیجان انگیز و لذتبخش است .

 

ده نمونه از « من هستم » ها و بازده های عصبی آن

1-  من در ریاضیات ، هجی كردن ، خواندن ، فرا گرفتن زبانهای خارجی  و ... ضعیفم .

این « من هستم » موجب می شود شما هیچوقت كوشش لازم را برای تغییر وضعتان به خرج ندهید . «‌من هستم »‌های مزبور كه ریشه در ساخت فرهنگی جامعه شما دارد به این قصد بكار می رود كه شما را از تلاش پی گیر و سختی كه لازمه كسب مهارت در رشته هایی كه همیشه به بنظرتان مشكل یا كسالت آور بوده اند بازدارد . تا زمانی كه برچسب ناشایستگی به خود می زنید دلیل محكمی برای پذیرفتن « من هستم » ها در دست دارید و از تغییر دادنشان پرهیز می كنید .

 

2- من در پاره ای از كارها كه مهارت خاصی لازم دارند مثل آشپزی ، ورزش ، قلابدوزی ، نقاشی، بازیگری ، استعداد ندارم. این «‌من هستم » حریم امنیتی می شود و ضمانت می كند كه شما در آینده به هیچ یك از این كارها نخواهید پرداخت و هر گونه عملكرد ضعیفی را كه در گذشته در زمینه های مزبور داشته اید توجیه می كند . « من همیشه اینطور بوده ام ، این طبیعت من است » به بی تحركی شما قوت می بخشد و مهمتر از آن كمكتان می كند به این عقیده پوچ و بیهوده بچسبید كه اگر نمی توانید كاری را خیلی خوب انجام دهید حق دارید از انجام آن صرفنظر كنید . به این ترتیب تنها در صورتی دست به كار می زنید كه در آن كار قهرمان شوید وگرنه از انجام هر كاری اجتناب می كنید .

 

3- من خجالتی ، خوددار ، هیجانی ، عصبی ، ترسو ، و غیره هستم .

این « من هستم » ها به اصل وجود شما برمی گردد . بجای مبارزه با آنها و رفع آثار فكری مخربی كه در آنها نهفته است ، آنها را به عنوان تأییدی بر آنچه كه همیشه بوده اید به آسانی می پذیرید . می توانید والدین خود را نیز سرزنش كنید و آنها را مسئول « من هستم » های كنونی خود بدانید . آنها را مسئول می شمارید و همین را كافی می دانید . دیگر مجبور نخواهید بود برای تغییر خود قدمی بردارید . این روش را برمی گزینید تا در موقعیتهایی كه برایتان ناراحت كننده است از قاطعیت بپرهیزید . این « من هستم » پس مانده دوران كودكی شما است ، دورانی كه دیگران علاقه خاصی داشتند تا شما را متقاعد سازند كه قادر نیستید برای خود فكر كنید . اینها « من هستم » های شخصیتی هستند . این توصیفهایی كه از خود می كنید موجب می شود تا از كار دشوار تغییر كردن و شخصیتی تازه و متقاوت یافتن دوری جویید . به این طریق كل شخصیت خود را با یك «‌من هستم » راحت و مناسب توصیف كرده و از اقدام به هر عملی كه آن را استحكام می بخشد ، به بهانه اینكه انجامش از حدود توانایی شما خارج است ، خودداری می كنید . از انتخاب شخصیت مطمئن و مستقل برای خود سرباز می زنید و در عوض به بدشانسی خود و خطای آفرینش تكیه می كنید تا برای همه خصوصیتهایی كه در خودتان دوست ندارید عذری بتراشید .

 

4- من آدم بی ذوق و بی استعداد و نامتعادلی هستم .

این «‌ من هستم » هایی كه در كودكی آموخته اید موجب می شود از تصور اینكه دارای مهارتهای فیزیكی دیگران نیستید احساس مسخره بودن نكنید . البته عدم مهارت شما ناشی از بار سوابق تاریخی اعتقاد به « من هستم » ها و در نتیجه خودداری از فعالیتهای علمی است ، نه به علت نقص جسمانی . شما در كارهایی كه تمرین می كنید به مهارت می رسید نه در چیزهایی كه از آنها احتراز می نمایید . « من هستم » خود را حفظ می كنید و در حاشیه  می ایستید و تماشا می كنید و حسرت می خورید و وانمود می كنید كه حقیقتاً به آن قبیل كارها علاقه ای ندارید .

 

5- من فاقد جذابیت ، زشت ، درشت استخوان ، بی اندازه بلند قد ، و غیره هستم .

این « من هستم » های فیزیولوژیكی مانع خطر كردن و نزدیك شدن به جنس مخالف می شوند . با تصویر بی ارزشی كه از خود می سازید ، زندگی خالی از عشقیرا كه برای خودتان برگزیده اید توجیه می كنید . تا زمانی كه خود را با این صفات تعریف می كنید بهانه حاضر و آماده ای دارید تا از ایجاد هر رابطه عاشقانه ای بپرهیزید . بعلاوه مجبور نخواهید بود كاری كنید كه برای خودتان نیز جالب و جذاب باشید . از آینه خود به عنوان یافتن دلیلی برای توجیه از دست دادن فرصتها استفاده می كنید . تنها یك مشكل وجود دارد و آن این است كه ما دقیقاً آن چیزی را می بینیم كه خود انتخاب می كنیم ـ حتی در آینه .

 

6- من بی برنامه ، وسواسی و نامنظم هستم .

این ‌« من هستم » های رفتاری ، وسیله آسانی است برای استفاده از دیگران و توجیه علل انجام كارها به یك روش معین . من همیشه كارها را به این شیوه انجام داده ام ، گویی كه شیوه های سنتی دلیل انجام كارها هستند . ناگفته استنباط می شود كه در آینده نیز به همین منوال عمل خواهید نمود . با تكیه به روش همیشگی ، هیچگاه مجبور نخواهید بود اندیشه مخاطره آمیز اتخاذ روش متفاوتی را به خود راه دهید ، و در عین حال انتظار خواهید داشت كه اطرافیان شما نیز روش شما را بكار برند . اینگونه من هستم ها « رویه » را جانشین تفكر می كند .

 

7- من فراموشكار ، بی دقت ، بیزار كننده ، بی احساس مسئولیت ، و غیره هستم .

این قبیل «‌من هستم » ها بخصوص در مواقعی بكار می آیند كه بخواهید بی كفایتی كارهایی را كه انجام داده اید توجیه كنید . « من هستم » های مزبور مانع تقویت كردن حافظه یا رفع بی دقتی در كار می شوند و بسادگی با استفاده از بهانه شسته رفته « این منم » خودتان را معذور می دارید و چاره جویی را از سر بدر می كنید . تا زمانی كه در برابر ایراد به هر یك از رفتارهای خود این «من هستم »‌ها را ارائه می دهید ، هرگز قدمی در راه تغییر شخصیت خود بر نخواهید داشت . كافیست كه به فراموشكاری ادامه دهید و با خود تكرار كنید كه دست خودتان نیست ، آنوقت همیشه فراموشكار باقی خواهید ماند .

 

8- من ایتالیایی ، آلمانی ، یهودی ، ایرلندی ، سیاهپوست ، چینی و غیره هستم .

این « من هستم »‌های نژادی و قومی هرجا كه دلایل دیگر شما برای توجیه علل رفتارتان ته می كشند ، یا به هیچوجه مؤثر واقع نمی شوند ، در موقعیت های دشوار به دادتان می رسند . هر بار كه به رفتارهای وابسته به فرهنگ باسمه ای خود دست می یازید ، براحتی از « من هستم »‌ های نژادی برای توجیه آنها استفاده می كنید . روزی از یك متخصص پرسیدم چرا با هیجان در برابر مسائل كم اهمیت واكنشهای شدید نشان می دهد . در پاسخ گفت :« چه انتظاری از من دارید ؟ من ایتالیایی هستم . دست خودم كه نیست .»

 

9- من عادت دارم ریاست مآبانه ، آمرانه و مقتدرانه رفتار كنم .

این گونه « من هستم » ها موجب میشود كه بجای ایجاد نظم در رفتار و شخصیت خود ، همچنان به اعمال خصومت بار مخالفت برانگیز ادامه دهید ، و كراهت اینگونه رفتارها را با رنگ و روغن « دست خودم نیست ، من همیشه اینطور بوده ام » بپوشانید .

 

10- من پیر شده ام ، در سرازیری پیری هستم ، فرسوده شده ام ، و غیره .

 

با این « من هستم » ها از سن خود بعنوان دلیل استفاده می كنید تا در فعالیتهایی كه احتمال دارد خطر یا تهدیدی در بر داشته باشد شركت نكنید . هر وقت با فعالیتهایی نظیر نوعی ورزش تازه ، یا ملاقات نامزد احتمالی پس از جدایی یا مرگ همسر ، یا مسافرت دسته جمعی ، یا موردی دیگر از این قبیل مواجه می شوید ، بسادگی می گویید «‌من پیر شده ام » و با این شیوه از هرگونه مخاطره ای كه ممكن است در فعالیتهای تازه و رشد دهنده وجود داشته باشد دوری می جویید . مفهوم ضمنی «‌من هستم » سنی این است كه شما بطور مطلق به پایان همه كارها رسیده اید و چون روز به روز پیرتر می شوید مراحل رشد را به آخر رسانده و تجربه هر چیز تازه ای را نیز پایان یافته می دانید .
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

احساسها و واكنشهای خود را انتخاب كنید

احساسات شما عواطفی نیستند كه به خودی خود در وجودتان حادث شوند . احساسهای شما واكنشهایی هستند كه خودتان انتخاب می كنید . اگر مهار عواطف خود را در دست داشته باشید ، مجبور نخواهید بود واكنشهایی را كه به ضررتان هستند برگزینید . هر گاه بدانید كه می توانید احساسات خود را انتخاب كنید ، در جاده هوشمندی قرار گرفته اید ؛ جاده ای كه در آن هیچ راه فرعی به سوی شكست اعصاب نیست . این راه ، راه تازه ایست زیرا با پیمودن آن در خواهید یافت كه هر عاطفه نوعی انتخاب است و نه جبری از جبرهای حیات . این دریافت اساس آزادی شخصی را تشكیل می دهد. شما می توانید اسطوره عواطف بی اختیار آدمی را با سلاح منطق مورد حمله قرار دهید . با استفاده از یك قیاس ساده منطقی ( قیاس فرمولی است در منطق كه در آن یك قضیه كبری و یك قضیه صغری و یك نتیجه ، كه از توافق میان آن دو قضیه حاصل می شود وجود دارد ) می توانید فكر و احساس خود را در اختیار خویش بگیرید .

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیستم اسفند 1388 ׀ موضوع: دکتر وین دایر ׀ لینک این پست ׀

آرمان واندیشه

به پشت سر خودتان نگاه كنید ، ملاحظه خواهید كرد كه یك همراه دایمی دارید و چون نام بهتری ندارد او را مرگ خویشتن بنامید . شما می توانید به میل خود از این مهمان بترسید یا از او به نفع خود بهره گیرید ، انتخاب با خودتان است . با وجود مرگ كه مسئله محتومی است ، و زندگی كه چنین كوتاه است ، از خود بپرسید : « چرا از اقدام به كارهایی كه واقعاً می خواهم انجام دهم خودداری می كنم ؟ و چرا غاقل از احوال دل خویشتم ؟» « آیا باید به دلخواه دیگران زندگی كنم ؟» « آیا جمع آوری چیزها اهمیتی دارد ؟ ‌» « آیا اهمال و تعلل ورزیدن بهترین شیوه زندگی كردن است ؟»  پاسخهای شما می توانند در این چند كلمه خلاصه شوند :

زنگی کن .....خودت باش.....لذت ببر.....دوست داشته باش

شما می توانید بی هیچ فایده ای فقط از مرگ خود بترسید و یا اینكه از مرگ استفاده كرده و شیوه واقعی زندگی كردن را از آن بیاموزید . ببینید تولستوی در داستان “ آقای ایوان ایلیچ ” كه پیوسته منتظر ناجی كبیر بوده و به گذشته ای فكر می كند كه كاملاً تحت تسلط این و آن بوده و دایم اختیار و اراده خود را فدای همرنگ جماعت شدن كرده است ، چه می گوید :« اگر زندگی ام سراسر غلط بوده باشد چه ؟ شاید تصوری كه قبلاً درباره حیات داشتم و گمان می كردم نمی توانم زندگی ام را آنطور كه مایلم بگذرانم ، احتمالاً حقیقت نداشته باشد . » شاید هیجاناتی كه به ندرت در درون او جوشیده و او بلافاصله آنها را سركوب كرده ، احتمالاً اصیل بوده است و مابقی همه ظاهر سازی بوده اند . به عبارت دیگر شاید وظایف حرفه ای و تمامی ترتیبات زندگی خود و خانواده اش و همه علایق اجتماعی و قرار دادی اش خطا و دروغین بوده باشند :« سعی كرد تا پیش وجدان خود از همه آنها دفاع كند ولی ناگهان به بی پایگی آنچه كه از آنها دفاع می كرد پی برد . هیچ چیز قابل دفاع نمانده بود ... »

از این پس اگر خواستید تصمیمی بگیرید و ندانستید كه آیا باید اختیار خود را داشته و انتخاب مطلوب خود را خودتان به عمل آورید یا نه ، به این سئوال مهم پاسخ دهید :‌« من تا كی می خواهم مرده و راكد باشم ‌؟ » با در نظر داشتن این دورنمای همیشگی می توانید هم اكنون انتخاب خویش را به عمل آورید و اضطرابها ، ترسها و تردیدها و تفصیرها را برای آنهایی بگذارید كه تا ابد زنده خواهند ماند . اگر از هم اكنون شروع به برداشتن این قدمها نكنید باید بدانید كه همه زندگی خود را آنگونه كه دیگران معین می كنند ، خواهید گذراند . اگر اقامت شما روی زمین تا این حد كم و كوتاه است ، لااقل باید خوشایند شما باشد . خلاصه اینكه این زندگی شماست ، آنچه كه دلتان می خواهد با آن بكنید .
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیستم اسفند 1388 ׀ موضوع: دکتر وین دایر ׀ لینک این پست ׀

اینگونه از زندگی لذت ببرید!!!

اینگونه از زندگی لذت ببرید!!!

 

-فرصت زندگی را غنیمت شمارید ، پیش از آنکه مرگ آن را از شما برباید.
-
اگر می خواهید عشق میهمان جاودانه قلبتان باشد ، دیگران را بر خود مقدم بدارید ، به خاطر آنان از تمایلات خود بگذرید و بی قید و شرط دوست بدارید. - هستی رابا نگاه عشق بنگرید ، و اینگونه عیشی جاودان را به قلب خود هدیه کنید.
-
تا آنجا که می توانید از آروزهای خود کم کنید و به عمل بپردازید.
-
اگر انجام کاری ظاهرا باعث شادمانی شما شده و در واقع به ضرر شماست ، آن را با کار دیگری که علاوه بر شادی نفع واقعی در پی دارد جایگزین کنید.
-
آرزو پایان نمی یابد. تنها چشم انسان را به روی مواهبی که در اختیار دارد می بندد ، فرصت سپاسگزاری را از او گرفته و زندگی اش را در اندوه نداشته ها تباه می سازد.
-
ایمان را با عقل ، علم و حلم همراه سازید تا به تامنیت دست یابید.
-
خوشرو باشید. خوش رویی ، سخاوتی ارزشمند و نشانه تعالی انسان است.
-
زندگی را با عشق مزین کنید تا شکوه آفرینش را دریابید. همه این زیبایی ها متعلق به شماست ، اگر با نگاه عشق بنگرید.
-
با دوستان خود مصاحبت کنید. این کار باعث شادی روانتان می شود.
-
مطمئن باشید عشق و شوری که در وجودتان است در رسیدن به کامیابی موثر خواهد بود. از زندگی یکنواخت و ملال انگیز بپرهیزید.
-
از یک دقیقه آرامش هم لذت ببرید. بگذارید این شصت ثانیه زمانی برای درک شادی باشد.
-
از زمان برای احساس شادمانی بهره ببرید. شادمانی را کهپول قادر به فراهم کردن آن نیست از زمانی که در اختیار دارید دریافت کنید.
-
طوری بخندید که گویی کودکی چندساله هستید. خنده سبب کاهش فشار خون و تقویت ایمنی بدن می شود.
-
شادی و غم ، جرات و ترس ، عشق و نفرت ، همگی بازتاب تفکر ما هستند. ما از طریق افکارمان زندگی را شکل می دهیم ، تصمیم می گیریم ، عمل می کنیم ، به آرزوهایمان می رسیم و از زندگی لذت می بریم.
-
جهان اطراف را با نگاه عشق بنگرید. قدر جنبه های مثبت زندگی را بدانید. زیبایی گل ، معصومیت یک کودک ، آرامش طفلی در خواب ، پرواز پرندگان ، سکوت اسرار آمیز آسمان نیلی ، و عظمت یک شب پر ستاره را بنگرید. با مشاهده این زیبایی ها شادمانی را احساس می کنید و از جستجوی شادی در رویاهای دور و دست نیافتنی بی نیاز می شوید.

نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ׀ موضوع: سخنان حکیمانه وآموزنده ׀ لینک این پست ׀

خود شناسی و معنای زندگی


اولين چيزي كه انسان را از خود شناسي باز ‌داشته، زندگي او را به يك دروغ بزرگ تبديل مي‌كند، شكست در نبرد ميان خرد و هوس است. تمايلاتي در انسان است كه او را براي انجام رفتاري كه زندگي اش را تداوم مي‌بخشد تشويق مي‌كند. لذت جنسي براي ادامة نسل، لذت از خوردن و نوشيدن براي بقاي نفس، لذت و افتخار از دارايي براي انجام فعاليتهاي اجتماعي و موارد ديگري كه زندگي فردي و اجتماعي را پايدار مي‌دارد. اما نفس انسان اين لذت‌ها را اصيل انگاشته و براي دست‌يابي به آنها از مسير طبيعي حيات خارج مي‌شود و به تمتعات پوچ رومي‌آورد. در حالي كه او بايد راه تعالي فردي و اجتماعي را بپويد. اما نفس انسان را مي‌فريبد تا شهوت‌ها و تمناهاي آن را برآورد و قدرت انديشه را كه نظر به حقايق و كاميابي پايدار دارد، مغلوب سازد. پس اولين دشمن فريب كار در درون است و تا بر آن تسلط پيدا نكني كانون نيرومندي و معرفت شكوفا نمي‌شود.

تسليم شدن در برابر تسويلات و فريب‌هاي نفس انسان را از خود بيگانه مي‌سازد و او را از راه و هدف زندگي دور مي‌كند. چشم انداز زندگي مطلوب را بسان سرابي پيشاروي او مي گشايد. ولي با هر آنچه آرزو مي‌كند و مي‌يابد آرام نمي‌گيرد. چون روح او شيداي خداوند و تشنة بازگشت به سوي اوست و با كمتر از اين ناكامي و رنجش پايان نمي‌گيرد. كسي كه به هزاران چيز زير اين آسمان دست‌يابد، اما به او نرسد، سرانجام با گذشتن فرصتهايي كه در آتش حسرت و تمنا سوخته‌اند به پايان زندگي مي رسد در حالي كه ناكام مانده و از شكوه و شادماني لحظه هاي هستي اش بهره نبرده است.

در درجه دوم تسليم نظر ديگران شدن و آنها را محور و معيار قرار دادن است. اگر چه جامعه پذيري و عرف و رسوم اجتماعي نوعي از انسجام و شفافيت را در زندگي ايجاد مي‌كند و شخص را از زير باز اينكه براي هر كاري از صفر كند و خود انديشه ورزد و تصميم بگيرد بيرون مي‌آورد. اما در موارد بسياري رويه‌هاي غلط،‌ اشتباهات رسم شده و هنجارهاي برآمده از تسويلات و نفسانيات و يا ناداني ديگران فرد را از خود بيگانه ساخته و در معيارهاي موهوم قرار مي‌دهد.

زندگي بر اساس خواسته ها و ارزش هاي ديگران سبب مي شود كه انسان استعدادها و مواهب و هداياي منحصر به فرد خوش را كشف نكرده و از خود فاصله بگيرد و با اينكه خداوند گنجينه هر كس را در درون او نهاد، اما آن فرد به دنبال گنج گمشده ديگران مي رود و در نهايت دست خالي و افسرده در حالي كه سرمايه وجودي خويش را از دست داده است به انتهاي راه مي رسد. و چيزي غير از پوچي و رنج از دفتر خاطراتش نمي خواند. كسي در برابر جامعه منفعل مي‌شود كه در برابر نفس و هوس خود شكست را پذيرفته باشد. اما او كه بر نفس خويش تسلط يافته، در رويارويي با وريه‌هاي نادرست اجتماعي هم مصلحانه و شجاعانه مي‌ايستد و راه ديگري را مي‌نماييد و مي‌پيمايد.‌

در تعاليم نبوي و حيات طيبه «اخلاص» براي رهايي از عوامل خود فراموشي و خود باختگي بسيار موثر است. چراكه موجب مي‌شود خداوند جايگاه اول را در زندگي پيدا كند. او چنان دل را فرامی‌گیرد که دیگران حضور مستقلی در دل نخواهند داشت. در اثر این ایمان، اخلاص پدید می‌آید و به واسطة‌ اخلاص انسان خود را پیدا می‌کند.

مفهوم اخلاص «پیراستن قصد و نیت از تمام آمیزه هاست» تا آثار الاهی در آن ظاهر شود و به بهترین صورت نتیجه‌بخش از کار برآید. انسانی که فقط برای خداوند عمل می‌کند و از هر قید و بند دیگری وارسته و آزاد است می‌تواند خود را به خوبی بشناسد و مطابق استعداد خویش انتخاب کند و خود را تحقق بخشد وتوانمندی‌های منحصر به فرد خویش را مشتاقانه و بی‌چشم داشت به همه ارزانی دارد و از نزدیکترین راه به رضایت شخص و کامیابی دست پیدا کند.

اخلاص سبب مي شود كه انسان به خداوند متوجه شده و در پرتو شناخت درست او خودش را ناب و بي‌پيرايه ملاقات كند. چون از ياد بردن خدا به خود فراموشي مي‌انجامد در حالي كه شخص با اخلاص از عقده‌های درونی و قید و بندهاي خود ساخته یا ساخته و پرداخته جامعه رهاست. به طوری که دیگر در سدد این نیست كه دیگران او را تحسین کنند و یا اینکه مبادا مورد سرزنش آنها قرار گيرد، آنها قرارگیرد و بنابراین در بند پسند و ناپسند و خواسته‌های مردم نبوده براحتی خود را مشاهده می‌کند و می‌شناسد. کسی که از همه بندگی‌ها و وابستگی‌های رنج‌آور و بازدارنده رها شده و تنها متوجه نور خداوند است، درون خود را پر از شور وروشنایی دیده و به راحتی و روشنی راه زندگی خود را مي‌فهمد و مي‌خواند. و پرده‌های سیاه و ضخیم وابستگی‌های غیره مخلصانه را که مانع دریافت رحمت و هدایت خداوند است، کنار می‌زند و با زبان شور و شوقي كه از قلبش سر بر مي‌كشد، پیام هدایت پروردگار و طرح موفقیت خود رادرک می‌کند.

 اخلاص نور خداوند را به انسان نشان می دهد و با پاک سازی درون علاقه های خالصانه را اشکار ساخته، استعدادهای نهفته را می نمایاند. به اين ترتيب انسان مخلص به سوی بهترین و دوست داشتنی‌ترین عمل‌ها وپاکترین و دلخواه‌ترین زندگی راهنمایی می‌شود. «هنگامی تحقق اخلاص بصیرت‌ها پرنور و تابناک می‌گردد.» و هر کس در این روشنایی معنوی خود را شناخته و به سوی رسالت اسمانی که برای ان آفریده شده جذب و بر انگیخته می شود. و معنای زندگی خود را می‌فهمد.

با روشنایی اخلاص و رهایی از وابستگی ها و فشارهای بیرونی و تسلیم اراده و علاقه دیگران شدن، استعدادهای وتوانمندی های شخصی به صورت علاقمندی و کشش های انگیزشی روی صحنه دل می اید زیرا وقتی استعداد فعالیت و حرفه وهنر خاصي در انسان باشد ناخود آگاه برانگيختگي و شوق به كارهاي متناسب با آن استعداد پدید آمده، با راهنمایی این جاذبه ها وعلایق شخص در مسیری قرار می گيرد که نقشه خداوند برای کامیابی او تعیین کرده و نوشته شده است.

البته گرایش‌های انسان ممکن است منحرف و دروغین باشد در اینجا پایداری علايق یک شناسه دقیق است و همچنین عدم مخالفت با اراده خداوند که به صورت شریعت درامده شرط درستی خواسته ها و علایق ونیز نشانگر صحیح خواندن طرح کامیابی است که خداوند بر صفحه دل هر کس نگاشته است. وقتی که شخص اهل اخلاص که با راهنمایی علایق و هیجانات پایدار و نامعارض با شریعت به کشف استعداد خویش رسیده و در طرح موفقیت و نقشه کامیابی خداوند برای خود قرار گرفته بااحساس آرامش و رضایت شخصي به رضایت خداوند پی برده و از او سپاسگذاری می کند.

در این صورت عملکرد فرد چون متناسب استعداد اوست بدون تکلف و با شوق و هیجان انجام می شود. و از این رو آسان و نیرومند است. هر چند که ممکن است برای دیگران که از چنین استعدادی برخوردار نیستند بسیار دشوار و حتی غیر قابل تحمل باشد اما او با شور و اشتیاق و به اسانی عمل می کند و نتایج رضایت بخش و تحسین بر انگیزی به بار می آورد. ومی تواند خلاقیت از خود نشان دهد. به این علت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: نشانه های مخلص چهار چیز است: قلب او پذیرا، اعضای بدنش تسلیم ، خیر او پراکنده و بدی او بازداشته شده است.

قلب پذیرنده یعنی شوق و هیجانی که موافق با اراده و عمل فرد مخلص است و هنگامی که اعضای بدن تسلیم اند، عمل به راحتی وآسانی انجام می گیرد. چنین شخصی از رضایت شخصی و خود پذیری برخوردار است ، مشتاقانه خیر خود را به دیگران تقدیم می کند و چون حرص و حسد و عقده ها وکینه ها در دل او ریشه ندارند شری به مردم نمی رساند. خود پذیری ورضایت شخصی ، فرد را با همه پذیرا و مهربان کرده و از آن جهت که جان و وجودش پر از شوق و پویایی و شادمانی است نمی تواند به آفریدگان خداوند مهربان بدی کند.

اخلاص انسان را به راهی می برد که برای او کشیده شده و پای رفتن در آن راه به او داده شده است. در حقیقت داشتن اخلاص به هر کس اين امكان را مي‌دهد كه با تقدیر خود هماهنگ شود و راه زندگی خویش را پیدا کند و در نتیجه به موفقیت و خوشبختی برسد. از این جهت امام علی علیه السلام فرمود: من اخلص بلغ الآمال. کسی که اخلاص ورزد به آرزوها می رسد.

خالصانه عمل کردن یعنی تقدیم توانایی و نتيجه کارها و بلکه کل زندگی به خداوند. پاسخ چنین هدیه‌ای به بخشنده‌ترین و مهربان‌ترین و نیرومندترین حقیقت هستی، برترین نتیجه و گواراترین کامیابی خواهد بود. با این تبیین به روشنی معلوم می‌شود که «در اخلاص نیت‌ها موفقیت کارهاست.» و با رابطه صمیمانه و خالصانه با خداوند درهای پیروزی و خوشبختی گشوده می‌شود.

هدف از آفرینشی و زندگی انسان رسیدن به خداوند و پیوستن به حقیقت نامتناهی دانایی و توانایی و نور و سرور است اما هر کس راه خود را به سوی خداوند دارد بلکه خود را ه ویژه ای به سوی اوست که در وجودش نوشته شده است. شخصی که با اخلاص استعدادهاي خود را کشف می‌کند راه خود را به سوی خداوند یافته و می‌تواند در قدرت و علم و نور او محو شده، در رضایت وشادمانی و آرامش کامل قرار گیرد. و خیر و برکت را در عالم پیدا کند و به هم نوعان خود تقدیم کند و در لحظه لحظه زندگی و ذره ذره وجودش شکرگزاری نماید.

پاكي و اخلاص كه از متن حيات طيبه بر مي‌آيد، شخصیت و هستی انسان را ارتقا بخشیده و او را مظهر نامهای نیکوی الاهی می‌نماید. و او را به گنجینة نامحدود این کمالات و صفات که درون او پنهان است می‌رساند. گنجینه‌ای که شادی و لذت و قدرت و آرامش و روشنایی و بی نیازی و فراوانی و خلاقیت و زیبایی و زندگی و ابدیت و شکرگذاری و عشق و پایداری و بخشندگی را در انسان می پرورد. گنجینه ای که پایان ناپذیر، غیر قابل سرقت و درون زاد است. نه اینکه از بیرون چیز به انسان افزوده شود بلکه از درون و با شکوفایی استعداد خویش و ارتباطی که با خدا بر قرار می‌کند، به آن می رسد. استعدادي كه به صورت علم اسماء به انسان هديه شده است. خداوند سرور و منعم و کریم و رحیم و رحمن و لطیف و محسن و جمیل و جلیل و قدیر و علیم و حکیم و غنی است. او همة این نامها را به انسان آموخت و در او نهاد و به فرشتگان امر کرد که او را سجده کنند. و هنگامی که آنها از این امر خدا پرسش کردند، این نامها را که جوهر وجودی انسان است، به آنها عرضه کرد و آنها متحیر و مشتاق سر به سجده نهادند. و شکوه تنها موجودی را که شایستگی داشت تا به جای خداوند ستایش و سجده شود را دیدند. در این واقعة شکوه‌مند و شورانگیز در حقیقت خداوند از شاه‌کار خلقت پرده برداری کرد و با اینکه مثل و مانندی ندارد، مثل اعلی خویش را به نمایش گذاشت و جانشین و خلیفه اش را به اهل عالم معرفی کرد.

اين شناخت از خويش معنايي به عظمت خداوند به هستي و حيات انسان مي دهد. معنايي كه زندگي ابدي آدمي را توجيه كرده و اشتياق زيستن را به فراتر از مرزهاي حيات دنيا مي گستراند.
نویسنده: @@@شایان@@@ ׀ تاریخ: سه شنبه هجدهم اسفند 1388 ׀ موضوع: خود شناسی ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to mehrto.Blogfa.com / Theme by:
bahar 20